جادوی موسیقی

تقریبا موسیقی نیست که گوش ندهم و از آن لذت نبرم. از سرزمین آفتاب تابان "ژاپن" بگیر و از اروپای کلاسیک و مدرن بگذر؛ به قله های سرکش آند برآ، به دست راست بپیچ به میان سرخپوستان و اسکیمو ها و یا در سمت چپ به میان چوپانان لاماها، نوای فلوت هایی که پرواز کندرهای سر به ستیغ تندرها ساییده را مینوازند... از مرسده سوسا و ویکتورخارا و...

براستی چه اعجازی ست در موسیقی؟ شعرش را نمیفهمی اما چنان به وجد در می آیی که گویی خودت و دلت هستید که در میان تارهای گیتارها میلرزید.
آیا این همان گفته معروف است؟  «آنحا که کلام از گفتن باز می ماند موسیقی آغاز میشود.» !

بهر حال چه زیباست محو شدن در زبان "جان جهان"... و تن سپردن به جادوی آن...

/ 8 نظر / 51 بازدید
اسکندری

راست میگویی .موسیقی جهانی به تمامی دگر است. برخی فیلسوفان موسیقی را زبان خدا میشمردند که جز خواست صلح و آرامش و هارمونی و هماهنگی چیزی نیست. زبان خدا که نازل شد برزمین سفت و مادی تبدیل شد به موسیقی ! پیام موسیقی را وحی شمردن مقامش را بسیار میکند ولی مقامش بی این تعبیرهم بزرگ و عظیم است.

ریحانه

ای برادر ! تو همه موسیقی ای ...وچه موسیقی گوش نوازی نیز هستی من اگر بخواهم هر کدام از شما را به یکی از موسیقی های استاد شجریان تشبیه کنم شما می شوید رسوای دل ! استاد بابایی می شود سرعشق عموعباس می شود جان جهان آقای سیاوش می شود شب سکوت کویر و زهره هم بهار دلکش ...

تندیردکی آروات

بهرام از کی تا حالا نی نواز شده ای فرزندم؟ [نیشخند]

تندیردکی آروات

هاهاها من برات بافتمش دیگه [نیشخند]

لیلا

منم دود عودم[خجالت]

لیلا

بیچاره ما خانمها ... خانمها هم ما رو نمی بینند.[نیشخند]

لیلا

راستی یادم رفت بگم رفیقم حسنا هم گنبد میناست.

سجاد

سلام و عرض ادب . مطلبطون عالی بود . موفق باشید