توجیه

على طبیب نیا وزیر اقتصاد در گزارش به مجلس خبرگان گفت:
«بنابراین مجموعه ای از مشکلات و چالش ها در کشور بوجود آمد که ناشی از ترکیب چند عامل اقتصاد بیمار، سوء تدبیرها و ساختار اقتصادی بیمار و ناسالم به ارث رسیده از دوران قبل از انقلاب و برخی از سوء مدیریتهای اخیر بود که در کنار تحریمهای خارجی باعث آشکار شدن مختصات منفی بی سابقه ای در اقتصاد کشور شد.»

از همه چیزش هم که بگذرم، از آن «ساختار اقتصادى بیمار و ناسالم به ارث رسیده از دوران قبل از انقلاب» نمى توانم بگذرم، یعنى بعد از سى و پنج سال هنوز هم مى توان گناه و قصورها را به گردن " قبل از انقلاب" انداخت؟ درین سى و پنج سال جمهورى اسلامى چه میکرده است؟
رضاشاه، همانى که شما دوستش ندارید، در ١٣٠٣ به قدرت رسید و در ١٣٢٠ به تبعید فرستاده شد، یعنى هفده سال در قدرت بود چیزى در حدود نصف از دوران حاکمیت جمهورى اسلامى؛ با این وجود در همان هفده سال تمام ساختارهاى کشور دگرگون شد و از یک خرابه دوران قجرها، کشورى امروزى ساحته شد.

/ 9 نظر / 41 بازدید
محمدی

این آقا چشم بسته غیب گفته.. هاها..دیوار کوتاه تر از پهلوی پیدا نمیشه؟!! چرا مشکلات را به حمله اعراب یا حمله مغل نسبت ندهیم...بهرحال خود این آقایان که خیال ندارند مشکلات را حل کنند با این ترفند که مشکلات تاریخی ست بهتر می توانند شانه از زیر بار مسئولیت خارج کنند؟!!!

تندیردکی آروات

حرف حساب! [شوخی]

موسوی

برخی کشورها مثل ما به جای یک اسنوبال چندین اسنوبال با ورژن های مختلف تاریخی برای روز مبادا وموقعیت های مختلف در آستین دارند برای توجیه نادانی هایشان !برای مشکلات اخیر سران فتنه!به همکاری دولتهای غربی! وبرای سایر مشکلات هم رضاشاه وخاندان پهلوی واز همه مهمتر صهیونیست ها وووووتنها عرصه ای که ما در آن موفق تر از سایر کشورها بلکم از تمام تاریخ بوده ایم دشمن سازی است!ما قد موهای سرمان دشمن وخرابکار داریم اما رفیق چی؟فقط یه نفرحاضره با ما رفیق شه اونم کسی نیست جز "خاله خرسه!!!!" یه عاقل می گفت :هم پیاز رو خوردیم هم کتک وهمم جریمه رو پرداختیم. بقول خسروگلسرخی : بگویید بر سنگ قبرمان چیزی ننویسند تا ایندگان ندانند بیعرضه گان این برهه ی تاریخ ما بودیم!(بلانسبت نویسنده ی محترم وبلاگ وخوانندگان فهمیش).

اسکندری

بهرام گرامی درست است که تکثرگرایان از تعدد مراکز قدرت سخن گفته و اصلا اوج دموکراسی کنونی را دموکراسی تکثرگرا برمی شمرند که هر نیروی اجتماعی در ساختار سیاسی جامعه میزان نفوذ و نماینده ای دارد.(آیزا برلین و رابرت دال و...) اما تکثرگرایی فعلاً بیش از آنکه واقعیت باشد بیشتر نوعی هدف و آرمان است که تا تحقق نسبی آن نیز هنوز راه های طولانی باید پیمود. باری مکتب فرانکفورت، نظریه انتقادی "گرامشی "یا "آلتوسر" و در این اواخر چامسکی ، لاکلاو و موفه و... بسیاری از صور هژمونیک را برشمرده اند و نشان داده اند که مثلا در جوامع صنعتی هژمون اصلی چیست و ائتلافی از قدرت های مختلف در شکلی واحد هژمونی ساخته اند. یا در نظام بین الملل اینک به راحتی از هژمونی یک کشور یا گروهی ویژه ای از کشورها میتوان سخن گفت که هم اصول خود و هم شیوه زندگی، فرهنگ و اقتصاد خود را بوسیله ابزار مختلف از جمله جنگ، ائتلاف ها ، نظام حقوق بین الملل، رسانه های فراگیر جهانی ، شبکه اجتماعی ، سینما و... توسعه بخشیده و تثبیت میکنند. پس نه میتوان مثل گذشته هژمونی را به سادگی در یک نظام مثلا هیتلری مشاهده کرد و نه میتوان به کلی هژمونی را به مدد ت

اسکندری

پاسخ: بهرام جان ، من مفهوم گفته جنابتان را به درستی درک نکرده بودم . از توضیح و زحمت شما ممنون و متشکرم. قربانت برادر

زینب

سلام. پیشاپیش سال نو رو بهتون تبریک میگم.سال خوب و پر خیر و برکتی داشته باشید

اسکندری

بهرام گرامی دوست خوبم ، سال نو را به شما تبریک میگویم . از این که در سال 92 نتوانستم به تعهداتم در قبال شما عمل کنم طلب بخشایش دارم . سعس خودم را کردم ...

محمدی

دوست گرامی سال نو مبارک سالی پر از شادی و موفقیت را برایتان آرزومندم[گل]

لیلا

سالی خوب و سرشار از افق های تازه داشته باشید.